.

خرید بک لینک

چطوری امشب صبح میشه ؟

چطوری خورشید به آسمون میاد ؟

خوابم نمی بره ...

میشه تا وقتی نمیشه ، میشه که روشن شه !!

هوا را می گم ...

.

.

.

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

تو این مأموریت سِناتور و من کمک می کنیم به هم ، تا موفق بشیم ...

همیشه در کارهایی که چند تا از نیروهای ما در کنار هم هستیم ...

و پشت هم را داریم ، خیلی راحت از پس افراد لشگر بدی ها بر می آییم ...

نیروهای لشگر بدی ها همیشه به یک روش حمله می کنند ...

روش تکراری !!!

.

.

.

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

ساعت سه بامداد است ...این نیمه شب هم مثل نیمه شب های دیگر بیدارم ..همیشه زمانی را که همه خواب بودند ، غنیمت شمردم برای تلاش ...تلاشی در راستای بهبود مسیر ...مسیری برای تکامل آنچه آموختم . شب های مکرری بین این پیمودن ها ،بر صندلی نشسته ..روی میز پا دراز کرده ..چشم ها یم را بسته ..و با افکاری مملو از خط و خطوط ..منحنی ، صاف و شکسته ..دنیایی از زیبایی ساختم .. و خوابیدم . ولی آن شب ، آن شب فراموش نشدنی ... خواب از سرم پریده بود . ... ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

دوستی در دوران دانشجویی با من تماس گرفت و با نگرانی گفت ؛در جلسات کریکسیون پایان نامه خود ، به مشکل برخورده است .استاد راهنما ایشان ...که من هم از دانشجویان این استادِ سخت گیر بودم ...توصیه کرده بود ...این دوست از من کمک بگیرد .قرار شد یک روز صبح این دوست با تمام اتـُدهایی که برای پایان نامه اش زده بود ،به دیدن من بیاید ...طی ملاقاتی که ما با هم داشتیم ...خیلی زود تصمیم گرفتم ، بجای کشیدن خط روی اتُـدهایش ...کاری دیگر انجام دهم .به قول معروف ..به جای دادن ماهی به دستش .. ماهیگیری را به او آموزش دهم .... ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

آینه ی اتاق من شاهد چه چیزها که نبود ...

حتی وقتی پرده ی اتاقم را می کشیدم ؛

آینه بود ،

که هر چه داشت رو می کرد ...

.

.

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

با سلام و تشکر از خداوندی که به تازگی شناختمش ...خانواده ، دوستان و اساتیدی که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم ،در پیشرفت و سپری کردن دروس معماری و زندگی ، مرا یاری و راهنمایی کردند . نوبت قبلی ...در مقدمه چنین دفترچه ای که حکم پایان دوره ی آموزشیِ وقت را داشت ؛داستان قورباغه ای را نوشتم که در رقابت رسیدن به برج بلندی ، پیروز شد ... و رازش کَـر بودن گوشهای آن بود ، که نمی شنید ؛ وقتی همه میگفتند : او نمی تواند !!! اما امروز از شمیشیری می گویم که هر چقدر تیـز تر می شود ،به همان اندازه ... بُـرنده می شود و آسیب رسان .... ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: مقدمه پایاننامه, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

هلیکوپتر از زمین جدا شد ..پرواز کردیم ..صدای دوست داشتنی پره هایش باز گوشم را نوازش داد .امـّا هر بار ، با اینکه لذت پرواز ...مرا به اوج دیوانگی می رساند ، عرق ترس را هم به پیشانیم می نشاند .فاصله گرفتن از قمر زیبایی که روی آن زندگی می کنیم ،من را نگران می کند ..ما فاصله گرفتیم ، از محل استقرارمان ...و به طرف بمب افکن های دُمــِن ها راهی شدیم .دوری و نزدیکی ...حس عجیبی دارد ؛امّا چه کسی می داند ؟؟وقتی از جایی امن دور می شوی ...و به جایی نا امن نزدیک می شوی ...آیا این رفتن برگشتی خواهی داشت یا نه ؟؟؟... ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

نامم اقیانوس ...

نه برای موج موهایم ..

برای گستردگی افکارم .

نه برای خشم و طوفانم ..

برای دل پرمهر و دریایم .

.

.

.

....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

غرور سرمست کننده ای تمام وجودم را گرفته بود ...کار را تمام شده می دانستم ؛ امّا چند شلیک دیگر مانده بود و بدتر از همه بمب افکن ها جای ما را حدس زده بودند و محدوده ی ما را آتش باران می کردند . بر اثر استرس و غروری که داشتم ... شلیک بعدی را بدون توجه به شمارش سناتور انجام دادم ؛و متأسفانه موشک دوم من به هدر رفت .سناتور طوری به من نگاه میکند که معلوم است از تحسین چند لحظه پیش خود پشیمان است . حتماً سناتور میگه شلیک اول که درست به هدف زدم هم شانسی بود .( حامیز این را با خودش فکر میکنه )... ....

ما را در سایت . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:20

صفحه بندی